متن ادبی و دلنوشته شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
ای مظلوم خاموش
اسمت حسن، وصفت حسن، خُلقت حسن، دستت حسن، قهرت حسن، رنگت حسن، بویت حسن، جودت حسن، بودت حسن ای حسن فاطمه!
بسم الله الرحمن الرحیم
چه زیبا گفت پیغمبر(صلیالله علیه وآله) در شأنت: «هر که بر حسنم بگرید روزی که چشمها نابینا میشود کور نمیشود و هر که محزون باشد بر او روزی که قلبها اندوهگیناند قلبش اندوهناک نمیشود و هر که او را در بقیعش زیارت کند قدم او بر صراط ثابت خواهد بود روزی که قدمها میلرزد».
اسمت حسن، وصفت حسن، خُلقت حسن، دستت حسن، قهرت حسن، رنگت حسن، بویت حسن، جودت حسن، بودت حسن ای حسن فاطمه!
شما که همه وجودتان حسن است، پس چه زشت دشمنتان(لعنهاللهعلیها)، وصیتتان را زیر پا گذاشت و گروهی را تحریک کرد بر تیرباران کردن پیکر شما! نخستین میوه فرخندهی علی و فاطمه(علیهماالسلام) به گونهای که امام حسین(علیهالسلام) هفتاد تیر از پیکرتان بیرون کشید و چه زشت همسر بیوفایتان جعده(لعنةاللهعلیها) شما را مظلومانه زهر جفا داد و جگرتان را صد پاره کرد و زینب را طلبیدید. زینبی که در ماه صفر دو طشت دید.
غم شهادت غریبانه شما و یاد خرابههای مزارتان بوی غربت را بر مشام هر شیعهای رسانده غمتان آنقدر سنگین بود که در آن روز همه موجودات حتی پرندگان آسمان و ماهیان دریا گریستند.
ای امام غریبم! ای سبط اکبر و ای کریم آلالله! ای ملجأ مستمندان و مرهم دل آزرده! هیچ فقیری را از خانهات دست خالی رد نمیکردی و تا جایی که دو مرتبه در طول عمرت تمام داراییات را در راه خدا بخشیدی؛ ای که در رکاب پدرت در جنگ جمل و صفین خوش درخشیدی و آداب جنگ را از پدرت به ارث بردی.
ای که شایسته تکریم و تعظیمی! ای که گامهایت جا پای پدرت بود. ای که مصیبتت جای هر شادی را گرفت حتی شادی امام موسیبنجعفر(علیهماالسلام) چون خود او هم داغدار مصیبت جد غریبش است.
ای شاهد مادر و دیوار و مسمار! ای شاهد مادر و چادر خاکی و کوچه و ضربت بیرحمانه دشمن! و ای که از کوچه به پدر هیچ نگفتی! ای که دشمنت در گم شدن و نهان ساختن کلام و تاریخ زندگیات سعیها نموده است.
از تدبیر شما بود که برادرتان آن انقلاب را که روشنگر حقیقت بود به وجود آورد. شما جان خود را فدا کردید با آن جهاد خاموش و چون وقت شکستن سکوت شد، شهادت کربلا واقع شد؛ شهادتی که پیش از آنکه حسینی باشد، حسنی بود. شما نقش صبر و برادرتان نقش قیام را داشت.
شما بودید آنجا که رسالت را در میدان امامت تنها در صلح دیدید، بزرگوارانه و پرشکیب آن را تحمل کردید و پذیرفتید. شما سکوت و صلح را تنها بر لبه شمشیرتان نشاندید. زبان برنده و خطبههای کوبنده شما سکوت شمشیر را جبران و زمینه را برای قیام امام حسین(علیهالسلام) آماده کرد.
شما صلح کردید با معاویه، آن صلحی که راضی نبودید. شما هم اگر مثل حسین(علیهالسلام) یارانی باوفا داشتید، قیام میکردید. این مردم بیوفا و عهدشکن و سستپیمان چه کردند با دل شما! یارانی که آتش مجاهدت در آنها خاموش شده بود و از اطرافتان پراکنده شدند. یارانی که با قولهای معاویه فریب خوردند و از شما دور شدند.
ای شهر کرم! إنشاءالله روزی میآید که مهدی صاحبالزمان(عجلاللهفرجهالشریف) بقیعتان را آباد کند.
(إنشاءالله باشیم و ببینیم و به آقا امام زمان(عجلاللهفرجهالشریف) کمک کنیم)
به قلم: ک.افتخاری منبع: http://www.howzeh-zahra.com
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ ساعت 6:28 توسط غلامرضا شهریاری
|