امام حسن علیه السلام و پاسداری از ارزش‏ها(قسمت دوم)
ب - نسبت‏به ارزش‏ها

   نشانه‏های تعارض را می‏توان در روی‏كرد جبهه اموی نسبت‏به ارزش‏ها نیز جست و جود كرد. این جبهه همواره در تقابل و جنگ با ارزش‏های ناب اسلامی بود كه از جمله می‏توان به این موارد اشاره كرد:

 
1- روی‏كرد به بدعت‏ها و...

   حكومت معاویه سرتاسر آكنده از انواع خلاف‏ها و ظلم‏ها در ابعاد مختلف آن بود كه برخی عبارتند از:

   در ایام خلافت‏خود چهل روز در نماز جمعه صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله را ترك كرد. وقتی علت را پرسیدند: گفت: «نام پیامبر بر زبان جاری نمی‏كنم تا اهل بیت او بزرگ نشوند.» (28)

   معاملات ربوی را تجویز كرد. به طوری كه ابودردأ در برابرش ایستاد و گفت: «از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم كه مردم را از معاملات ربوی نهی كرد، مگر آن كه وزن دو جنس با یكدیگر برابر باشد.» و معاویه بی‏اعتنایی كرد و ابودردأ - با این كه قاضی دمشق بود - از كار دست كشید و به مدینه رفت. (29)

   برخی از احكام حج را عملا تغییر داد. او در هنگام احرام بر خود عطر زد. (30)

   نسبت‏به شعائر هر طور می‏خواست عمل می‏كرد. مثلا در نماز عید فطر و قربان اذان و اقامه اضافه كرد. با این كه پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده بود: «لیس فی العیدین الاذان و الاقامة.» (31)

   خطبه نماز عید را قبل از نماز خواند... (32) آب را در ظرف طلا نوشید، غذا در آن خورد. (33) لباس حریر پوشید (34) و...
 

2- علنی كردن منكرات:

   ماهیت ضد دینی حكومت‏بنی‏امیه چنان مبتذل بود كه منكرات آنان به صورت علنی نیز بروز می‏یافت. مانند آن كه معاویه طی نامه‏ای زیاد بن عبید (ابیه) را به پدر خود، ابوسفیان، نسبت داد: «من امیرالمؤمنین معاویة بن ابی سفیان الی زیاد بن ابی سفیان...» این كار معاویه موجب شد گروه‏های زیادی مانند امام حسن علیه السلام و حسین علیهما السلام، یونس بن عبید، عبدالرحمان بن حكم، ابوعریان و ابوبكره و حسن بصری و... به این رفتار اعتراض كردند و نوشتند كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الولد للفراش وللعاهر الحجر; (35) فرزند مال مادر است و زناكار باید سنگسار شود.»

   پس باید او را زیاد بن سمیه نامید نه زیاد ابن ابی سفیان. زیرا به شهادت ابی مریم سلولی ابوسفیان از جمله كسانی بود كه با سمیه روابط نامشروع داشت و این انتساب معاویه خلاف صریح فرمایش رسول خدا بود و...


3- مبارزه با مشروعیت‏حكومت علوی:

   در كنار تمام خلاف‏های فوق، آنچه هدف اصلی معاویه بود، ساقط كردن حكومت علوی و فرزندان وی از مشروعیت‏بود. وی تلاش می‏كرد برای تثبیت‏حكومت‏خود، جبهه مقابل را از مشروعیت‏بیندازد و برای این كار شیوه‏های عجیبی نیز به كار برد كه برخی عبارتند از:

 

الف - مشروعیت‏بخشی به خلافت‏خلفای سه گانه

   معاویه برای این هدف از شخصیت‏های دینی و روحانی وابسته استفاده كرد تا به خیال خود زمینه كم رنگ شدن احادیث نبوی در مورد علی علیه السلام را فراهم سازد. لذا او بارها از كارگزاران خود می‏خواست:

   1- «با كمال دقت راویانی را كه طرفدار عثمان هستند و در فضایل او سخن می‏گویند، شناسایی كنید و در مجامع شركت دهید و بزرگ بدارید و نام آنان را به همراه روایات و احادیث آن‏ها درباره عثمان و پدرش برای من بفرستید.» (36)

   به این ترتیب در مدت زمانی اندك احادیث متنوعی در مورد عثمان خلق شد.

   2- او همچنین به كار گزارانش فرمان داد چون روایات درباره عثمان زیاد شده، از این پس به گویندگان و نویسندگان بگویید درباره ابوبكر و عمر و دیگر صحابه حدیث‏بسازند. هر حدیثی را كه درباره ابوتراب شنیدید، آن را رها نكنید، مگر این كه حدیثی از صحابه در رد آن برای من نقل كنید. چنین روایاتی چشم مرا روشن و ادله و حجت مربوط به ابوتراب را كم رنگ‏تر می‏كند و حجت‏شان را باطل می‏سازد.» (37)

   این سیاست چنان پیش رفت كه هر كسی حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‏كرد، دیگر به حدیث او با شك و تردید نگاه می‏كردند. امام باقر علیه السلام در مجلسی برای آگاهی مردم از این گونه احادیث‏بیش از صد مورد را خواند و فرمود:

   «مردم گمان می‏كنند این گونه احادیث صحیح است. آن گاه فرمود: هی والله كلها كذب و زور; (38) این‏ها همه به خدا قسم، دروغ و بهتان است.»
امام حسن علیه السلام

   ابان بن تغلب می‏گوید: «خدمت امام باقر علیه السلام عرض كردم: بعضی از آن احادیث را بیان فرمایید امام فرمود: رووا ان سیدی كهول اهل الجنة ابوبكر و عمر و ان عمر محدث و ان الملك یلقنه و ان السكینة تنطلق علی لسانه و ان عثمان الملائكة تستحیی منه...; (39)

   روایت می‏كنند كه ابوبكر و عمر دو آقای پیران اهل بهشت هستند و می‏گویند عمر از ملائكه خبر می‏گرفت و ملائكه مطالب را به وی تلقین می‏كردند و آرامش و وقار بر زبانش جاری می‏شد و می‏گویند عثمان كسی است كه ملائكه از او حیا می‏كنند... پس امام فرمود: به خدا قسم همه این‏ها دروغ است.»

 
ب) قداست زدایی از سیمای امیر مؤمنان علیه السلام

   اقدام دوم معاویه این بود كه از سیمای امام قداست زدایی كند و با این ترفند جایگاه او را از دل‏ها بزداید.

   شهید مطهری رحمه الله می‏نویسد: «علی علیه السلام از دنیا رفت و معاویه خلیفه شد، بر خلاف انتظار معاویه، علی علیه السلام به صورت نیرویی باقی ماند و معاویه آن طوری كه اعمال بیرون از تعادل و متانتش نشان می‏دهد، از این موضوع خیلی ناراحت‏بود لهذا تجهیز ستون تبلیغاتی علیه علی علیه السلام كرد.» (40)

   بخشی از تلاش‏های معاویه در این عرصه چنین است:

   دستور داد در منابر رسما علی علیه السلام را سب كنند و آن را در خطبه‏های نماز و منابر رواج داد و با تهدید و ارعاب مردم را وادار به این كار می‏كرد.

   در موردی از احنف بن قیس خواست كه به علی علیه السلام لعن كند و او چون با اصرار معاویه روبه‏رو شد، بر منبر رفت و گفت:

   «معاویه مرا به لعن علی امر كرده است، معاویه و علی اختلاف داشتند. به هر كدام ظلم شده است، او را دعا می‏كنم. لعنت‏خدا و ملائكه و خلق تو ای خدا بر كسی باد كه ظلم كرده است و لعنت تو بر فئه باغیه از این‏ها باد.» مردم هم گفتند: آمین.

   صحابه منافق را وادار به جعل حدیث علیه امام می‏كرد. از جمله سمرة بن جندب را با 400 هزار درهم وادار كرد بگوید آیه «من الناس من یشری نفسه ابتغأ مرضات الله...» (41) كه درباره علی علیه السلام در لیلة المبیت است درباره ابن ملجم نازل شده است.

   در این زمینه كار به جایی رسید كه دست‏به بدعت در احكام هم زدند. مثلا چون در خطبه‏های نماز عید علی علیه السلام را سب می‏كردند و مردم به خاطر این كه نشنوند از محل نماز خارج می‏شدند، خطبه‏ها را مقدم بر نماز كردند. (42)

   امام باقر علیه السلام در مورد این اقدام بنی‏امیه می‏فرمود: «ویروون عن علی علیه السلام اشیأ قبیحة و علی الحسن و الحسین علیهما السلام ما یعلم الله انهم قد رووا فی ذلك الباطل و الكذب و الزور; (43)

   مطالب زشتی را درباره علی علیه السلام و حسن و حسین علیه السلام نقل می‏كردند كه خدا می‏داند همه‏اش باطل و دروغ و بهتان بود.»

 
4- تلاش برای تشكیل حكومت موروثی

   آنچه هدف اصلی معاویه بود و تمام اقداماتش بر محور آن دور می‏زد، قبضه كردن حكومت و تثبیت آن در دست‏بنی‏امیه بود; همان هدف پنهانی كه امام حسن از آن آگاه بود و برای اتمام حجت در شرایط صلح، آن را گنجاند:

   «هذا ما صالح علیه الحسن بن علی بن ابی طالب معاویة بن ابی سفیان: صالحه علی ان یسلم الیه ولایة امر المسلمین علی ان یعمل فیهم بكتاب الله و سنة رسوله صلی الله علیه و آله و سیرة الخلفأ الصالحین و لیس لمعاویة بن ابی سفیان ان یعهد الی احد من بعده عهدا بل یكون الامر من بعده شوری بین المسلمین...; (44)

   این قرارداد صلحی است‏بین حسن بن علی بن ابی طالب و معاویة بن ابی سفیان: با او مصالحه كرد به این كه ولایت امر مسلمانان را به او واگذارد، به این شرط كه بین مسلمانان براساس كتاب خدا و شیوه پیامبر و سیره خلفای صالح عمل كند و معاویه حق ندارد كه پس از خود كسی را به جانشینی و خلافت انتخاب كند و تعیین خلیفه براساس شورای بین مسلمانان باشد.»
امام حسن علیه السلام

   و یا به این صورت كه: «المادة الثانیه ان یكون الامر للحسن من بعده فان حدث به حدث فلاخیه الحسین و لیس لمعاویة ان یعهد به الی احد.» (45)

   اما معاویه در راستای همان هدف اصلی خود، بعد از پانزده سال كه موانع سر راه خود را برداشت، تصمیم گرفت‏یك همه پرسی عمومی به راه اندازد و برای فرزندش یزید از عموم مردم مكه، مدینه، شامات، عراق و... بیعت‏بگیرد. برای این كار به تمام مراكز حكومتی بخشنامه كرد و مخالفان را با شدت تمام سركوب كرد. اما مدتی بعد از طرح گرفتن بیعت عمومی متوجه شد كه گروه‏های خواص همچنان مخالف او هستند و بالاترین خطرها نیز به دو دلیل از جانب امام حسن علیه السلام است:

   اولا: بسیاری از مخالفان منتظرند ببینند سلاله رسول خدا صلی الله علیه و آله چه می‏كند چرا كه در صلح نامه شرط كرده بود، برای معاویه خلیفه و جانشینی تعیین نشود.

   ثانیا: امام مجتبی علیه السلام در میان مردم مسلمان از پایگاه بسیار قوی برخوردار است و شایستگی عظمت و لیاقت او برای تصدی خلافت و زمامداری جامعه زبانزد است.

   از طرفی معاویه می‏دانست كه اگر موضوع ولایتعهدی را به مردم واگذارد، هیچ كس كم‏ترین توجهی به یزید نخواهد كرد. از این رو معاویه به فكر افتاد نظر مخالفان را به سوی خود جلب كند و نامه‏هایی به حسین بن علی، عبدالله بن عباس، عبدالله بن زبیر، عبد الله بن جعفر و... نوشت. امام حسین علیه السلام در پاسخ نامه او نوشت:

   «اتق الله یا معاویة! و اعلم ان لله كتابا لایغادر صغیرة و لا كبیرة الا احصاها، واعلم ان الله لیس بناس لك قتلك بالظنة و اخذك بالتهمة و امارتك صبیا یشرب الشراب و یلعب بالكلاب ما اراك الا و قد او بقت نفسك و اهلكت و اضعت الرعیة والسلام; (46)

   ای معاویه! در مورد جانشینی فرزندت یزید و اصرار بر آن از خدا بترس. بدان كه برای خداوند منان صحیفه‏ای است كه تمام اعمال ریز و درشت را ثبت می‏كند و هیچ عملی از آن مخفی نخواهد ماند.

   معاویه! بدان خداوند همانند مردم نیست كه بخشی از آنان را با كم‏ترین سوءظنی بكشی و عده‏ای دیگر را متهم نمایی و دستگیر كنی. فرزندت یزید كه آرمان تو است، شراب می‏آشامد و به سگ‏بازی مشغول است. معاویه! می‏بینم كه تنها با این كارت خودت را متزلزل می‏سازی و دین خود را نابود می‏كنی و مردم را از بین می‏بری.»

 

نشانه‏های تعارض از سوی جبهه امام حسن علیه السلام

   تمام اقدامات امام در طول دوره بعد از صلح رو در روی اقدامات معاویه قرار داشت. عمده كوشش‏های امام به دو بخش تقسیم می‏شود كه به اختصار به آن دو می‏پردازیم.

 
الف - فعالیت‏های دینی و نشر فرهنگ اسلام:

   پس از حضور امام علیه السلام در مدینه، محدثان و دانشمندان گرد وجود حضرت حلقه زدند. این افراد یا از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله، و یاران با سابقه امام علی علیه السلام بودند یا تابعین و دیگر گروه‏ها بودند. از گروه اول می‏توان به احنف بن قیس، اصبغ بن نباته، جابر بن عبدالله انصاری، جعید همدانی، حبة بن جوین عرفی، حبیب بن مظاهر، حجر بن عدی، رشید هجری، رفاعة بن شداد، زید بن ارقم، سلیمان بن صرد خزاعی، سلیم بن قیس هلالی، عامر بن واثله بن اسقع، عبایة بن عمر و بن رهبی، قیس بن عباد، كمیل بن زیاد، حارث بن اعور بن بنان، مسیب بن نجبه فزاری و میثم بن یحیی تمار اشاره كرد و از گروه دوم ابوالاسود دوئلی، ابواسحاق بن كلیب سبیعی، ابومخنف، جابر بن خلد، جارود بن منذر، حبابه بنت جعفر والبیه، سوید بن غفلة، مسلم بن عقیل و... را نام برد.

   این‏ها كسانی بودند كه از شهرهای مختلف گرد آمدند و به واسطه تربیت علمی و معنوی صحیح به عنوان سدهای محكم در مقابل تحركات معاویه ایستادند. (47)
امام حسن علیه السلام

   عمق فعالیت‏های علمی و تربیتی امام علیه السلام چنان بود كه وقتی معاویه از یكی از افرادی كه از مدینه به شام آمده بود، از امام حسن علیه السلام پرسید او پاسخ داد: امام حسن علیه السلام نماز صبح را در مسجد جدش برگزار می‏كند تا طلوع آفتاب می‏نشیند و سپس تا به نزدیك ظهر به بیان احكام و تعلیم مردان مشغول است، سپس نماز می‏خواند و به همین گونه زنان از احادیث و روایات او بعد از ظهر استفاده می‏كنند و این برنامه هر روز اوست. (48)

   ابن صباغ مالكی هم می‏نویسد: «و كان اذا صلی الغداة فی مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله جلس فی مجلسه یذكر الله حتی ترتفع الشمس و یحبس الیه من یجلس من سادات الناس یحدثهم... و یجتمع الناس حوله فیتكلم بما یشفی غلیل السائلین و یقطع حجج المجادلین...; (49)

   نماز صبح را در مسجد النبی برگزار می‏نماید و تا طلوع آفتاب می‏نشیند و به ذكر خدا مشغول می‏شود. روزها مردم گرداگردش حلقه می‏زنند و او برایشان معارف و احكام الهی را بازگو می‏كند... مردم اطراف او گرد می‏آیند تا سخنانش را بشنوند كه دل‏های شنوندگان را شفا می‏بخشد و تشنگان معارف را سیراب می‏كند. بیانش حجت قاطع است. به طوری كه جای احتجاج و مجادله باقی نمی‏ماند.»

   البته امام علیه السلام برای فعالیت‏های این چنینی به سلاح علم مجهز بود. آن هم علمی كه از پدرش امیر مؤمنان علیه السلام و جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله به ارث برده بود. لذا امام صادق علیه السلام می‏فرمود: «وقتی حضرت حسن علیه السلام با معاویه صلح كرد، روزی در نخیله نشسته بودند. معاویه گفت: شنیده‏ام كه حضرت رسول خرما را در درخت تخمین می‏كرد و درست می‏آمد. آیا تو آن علم را داری؟ شیعیان ادعا می‏كنند علم هیچ چیز از شما پنهان نیست. حضرت فرمود: رسول اكرم عدد پیمانه‏های آن را بیان می‏كرد. من عدد دانه‏هایش را برای تو می‏گویم.

   چهار هزار و چهار دانه است. معاویه دستور داد خرماها را چیدند و چهار هزار و سه دانه شد. امام فرمود: یك دانه را پنهان كرده‏اند و آن را در دست عبدالله بن عامر یافتند. در این لحظه بود كه امام به معاویه فرمود: به خدا سوگند ای معاویه! اگر نبود این كه تو كافر می‏شوی و ایمان نمی‏آوری، به تو از آنچه خواهی كرد، خبر می‏دادم. پیامبر در زمانی زندگی كرد كه او را تصدیق می‏كردند و تو می‏گویی كه كسی این را از جدش شنید و او كودك بود. به خدا سوگند كه زیاد را به پدر خود ملحق خواهی كرد و حجر بن عدی را خواهی كشت و سرهای شیعیان را برای تو خواهند آورد.» (50)

   علاوه بر این امام در مجالس خود گاه از معجزاتی نیز استفاده می‏كرد كه موجب تعمیق اعتقاد مردم می‏شد. مانند حكایت جوانی از بنی‏امیه كه به امام علیه السلام در مجلس سخنرانی توهین كرد و به اعجاز امام علیه السلام زن شد و در همان دم موهای ریشش ریخت و...» (51)

ادامه دارد...........................